محمد جواد مغنية

21

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى )

آيهء پيش گفته قلّاده‌داران را پس از « هدى » آورده ، با اين‌كه واژهء « هدى » عامّ است ، هم قلّاده‌داران را در برمىگيرد و هم بىقلّاده‌ها را ، براى اهميّتى است كه به قلاده‌داران داده است ؛ نظير آيهء « حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى » . « 1 » وَ لَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَ رِضْواناً ؛ هركس را كه آهنگ خانهء خدا كند مكشيد ، خواه به‌سبب عبادت آهنگ آن كرده باشد و يا به منظور تجارت . وَ إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا ؛ وقتى از احرام به درآمديد شكار كنيد ؛ زيرا شكار كردن در حال احرام و در محدودهء حرم در هر حالت كه باشد ، حرام است . بنابراين ، اگر شخص محرم و يا در محدودهء حرم نباشد ، شكار كردن و خوردن گوشت شكار حلال است ؛ چرا كه در اين صورت ، مانع حلّيت از بين مىرود . صيغهء امر در جملهء « فاصطادوا » براى اباحه است ؛ زيرا پس از نهى واقع شده است . وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ أَنْ تَعْتَدُوا . در سال ششم هجرت ، مشركان بر مكه و بيت الحرام كاملا مسلّط بودند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و اصحابش خواستند در اين سال خانهء خدا را زيارت كنند ، امّا مشركان آنان را از اين عمل بازداشتند . در حجة الوداع ، مسلمانان بر مكّه و بيت الحرام تسلّط داشتند . از اين‌رو ، آيهء فوق نازل شد و معناى آن اين است كه بر مسلمانان سزاوار نيست كه به سبب دشمنى كه با مشركان دارند و يا به سبب دشمنى كه مشركان با آنان دارند ، پس از غلبه يافتن بر مشركان ، آنها را از بيت الحرام منع كنند ؛ به اين دليل كه آنان پيش از اين ، مسلمانان را منع كرده بودند . [ شايستهء ذكر است كه ] اين دستور ، پيش از نزول آيهء 29 سورهء توبه بوده است : « . . . مشركان نجسند و از سال بعد نبايد به مسجد الحرام نزديك شوند . . . » . سؤال : مگر خداوند سبحان نفرموده است : « هركس بر شما تعدّى كند ، به همان اندازهء تعدّىاش بر او تعدّى كنيد . . . » . « 2 »

--> ( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 238 . ( 2 ) . همان آيهء 194 .